برای بچه های تاریخ ایران باستان، تاریخ با این استاد بی مانند و بی همال، معنی میشد، کسی که صداقت و راستی و علم نافروشی سر لوحه زندگیش بود و این ها رو تدریس می کرد. مردی که برای شرافتش هیچگاه دروغ نگفت و تملق هیچکس رو نکرد و تا ابد حق التدریس باقی موند و استخدام هیچ نهاد دولتی نشد، چون حاضر نبود شرافت و صداقتش و زیر پا بزاره.
استادی که در کلاس درسش، همه سر و پا به گوش بودن و در سمفونی واژه های بی نظیر و حقایق تاریخی، چشم دل می گشودند.
واژه و جمله از تعریف و تفسیر، بزرگی این استاد فرزانه قاصره
دل ایمان ز تو شادان زهی استاد استادان ** تو خود اسلام اسلامی تو خود ایمان ایمانی
استاد استادان
مرد فروتن و بزرگ منش
بزرگ مرد نیک کردار
نیک استاد همه چی دان
دانای دانایان
از دست دادنت قابل وصف و نبودنت باورکردنی نیست
طفل جان در مکتبش استاد استادان شدست ** ای خدا این طفل را در مکتبش پاینده دار
علی اکبرپور ali akbarpour

کلاس درس زبان های باستانی، آبان ماه 1395، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران مرکز